یه سمل و یه بوشهر
#سمل روستایی از تنگستان در استان بوشهر منتظر قدمهای سبز شماست#
۱ـ یاد بگیرید که احساستان را تخلیه کنید. ۲ـ از مقایسه ی خود با دیگران و تحسین ارزش های آنها و تحقیر آنچه خود دارید، بپرهیزید. ۳ـ با چند نفر که بتوانید روی حمایت عاطفی آنها حساب کنید، گروه کوچکی تشکیل دهید. ۴ـ زمانی را برای بازی در نظر بگیرید. ۵ـ لبخند را فراموش نکنید، مخصوصا به خودتان. ۶ـ آرام باشید. ۷ـ از حق انسانی خود دفاع کنید. ۸ـ نه گفتن را بیاموزید. ۹ـ اگر در محیط کار، جای شایسته ای ندارید، شغلتان را تغییر دهید. ۱۰ـ به عضلاتتان ورزش بدهید. ۱۱ـ تمرین کنید که مثبت و امید دهنده باشید. ۱۲ـ به جنبه ی معنوی زندگیتان توجه کنید. ۸ دلیل مهم برای خاموش کردن تلویزیون: ۱ـ ممانعت از زورگویی کودکان. ۲ـ چاقی و تلوزیون مثل ساندویچ و نوشابه به یکدیگر مربوطند. ۳ـ فرصتی برای شناخت افراد مورد علاقه اتان و گسترش روابط. ۴ـ آموزش به کودکان برای حل کردن مشکلات. ۵ـ کمک به نوپایان برای صحبت کردن. ۶ـ داشتن خواب بیشتر و بهتر. ۷ـ فرصت برای مطالغه ی بیشتر. ۸ـ انجام دادن کاری مفید برای خودتان. سلام. این ایام را به تمام شیعیان جهان تسلیت عرض می کنم. انشالله راه علی را طی کنیم نه اینکه دم از علی بزنیم و جز ریا چیزی نباشد. عدالت علی سایه سر تمام عدالت خواهان،انشالله. استاندار بوشهر توجه به كشاورزی در روستاها را ضروری خواند و خواستار تخصيص اعتبارات بيشتر به بخش كشاورزی در روستاها شد. فرماندار تنگستان نيز در اين آيين گفت: اجرای 12 طرح هادی روستايی، ثبت نام هزار متقاضی دريافت تسهيلات بهسازی مسكن روستايی و مطالعه اجرايی 8 طرح هادی روستايی بخشی از اقدامات انجام شده در ارتباط با مسكن روستايی در تنگستان است. ماه رمضان بر عاشقان خدا مبارک خدایا ستایش را به سپاس از تو آغاز می کنم و تو بر من منت می گذاری که مرا به درستی وادار می کنی و یقین دارم که تو در موضع گذشت و رحمت مهربان ترین مهربانانی و د رجای شکنجه و انتقام سخت ترین کیفرکنندگان و در موضع بزرگ منشی و بزرگواری بزرگترین جبّاران هستی. خدایا تو به من برای خواندنت و خواهش و سوال کردن از خود اجازه دادی پس ای شنوا ثنایم را بشنو و ای مهربان خواسته و خواهشم را پاسخ ده و لغزشم را ندیده گیر . ای معبود من چه بسیار غمزدگی ها که از دل من برداشتی و اندوه هایی که زدودی و لغزش هایی که نادیده گرفتی و چه بسیار رحمتی که گستردی و حلقه بلایی که گشودی قال الله تبارك و تعالى: يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد: اى كسانى كه ايمان آوردهايد روزه بر شما نوشته (واجب) شد، چنانكه بر آنان كه پيش از شما بودهاند واجب شده بود باشد كه پرهيزگار شويد. رمضان اسمى از اسماء الهى مىباشد و نبايستبه تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) می فرمایند: رمضان از مصدر «رمض» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژهاى براستى از دقت نظر و لطافتخاصى برخوردار است. ماه مبارک رمضان ماه خود ساختگی ست و رسیدن به معبود بر همه هم ولایتیها و هم شهریها مبارک شهدا، جانبازان و آزادگان در عزت و اقتدار كشور، نقش بسزايي داشته اند. عزيزاني كه سالهايي از عمر ارزشمند خود را براي انقلاب در اسارت گذراندهاند مايه اقتدار مهین اسلامیمان هستند. جای شهدا جنگ خالی مقدم آزادگان سرافراز گلباران طبق روال سالهای قبل جشن میلاد نور در مدرسه های روستا (شهید مسیح گل،شهید غریبی) برگزار گردید.جشن امسال خیلی با شکوه تر از سالهای گذشته وحضور مردم چشم گیر بود. این جشن که با پذیرایی شیرینی وشربت تدارک دیده شده بود و هم چنین بعضی خانواده ها برای سلامتی آقا و برای فرج آقا تدارک شیرینی و شربت دیده بودند که بین مردم تقسیم می کردند. گروه تئاتر و هم چنین مداح اهل بیت آقای بهرام حسینی پور اجرا برنامه نمودند. مسابقه ای توسط پست بانک روستا برگزار گردید. لازم به توضیح اینکه پست بانک روستا بخاطر فعالیت خود جز سه پست بانک برتر شهرستان تنگستان شناخته شده که به همین دلیل استان بوشهر جوایزی به قید قرعه کشی برای افرادی که در این محل حساب داشتند عرضه داشت در این قرعه کشی ۶۱ نفر از افراد روستا هدیه گرفتند. جوایز این قرعه کشی عبارت بود از یک دستگاه تلویزیون ۲۱ اینچ ال جی، ۲۰ سکه ی طلا، ۳۰ دستگاه وسایل خانگی، یک وام قرض الحسنه به مبلغ ۶۰۰۰۰۰۰ریال( ۶۰۰هزار تومان)و جوایزی دیگر که با حضور امام جماعت روستا و معتمدین محل آقایان: صبوریان، کهنسال و گلگون جوایز اهدا گردید. انشاا... مروای همه ساله قطعاً امام برای شیعیان خود دعا می کنند و گریان هستند. محل اقامت امام عصر(ع) «طيبه» يكي از نامهاي مدينه طيبه است. اين روايت دلالت ميكند كه آن حضرت(ع) غالباً در اين شهر و در حوالي آن است. همچنين دلالت ميكند كه همواره با ايشان سي نفر از ياران خاصشان هستند . . تقدیم به صاحب عصر (عج) اعیاد شعبانیه مبارک <<<سلام بر حسین(ع) مظهر ایثار>>> <<<سلام بر سجاد(ع) مظهر صبر>>> <<<و سلام بر عباس(ع) اسوه ی وفا>>> """فرارسیدن اعیاد شعبانیه مبارک باد""" سلام بزرگواران. ولادت مولا علی(ع) را به همه ی مردم کشورم مبارك باد و این روز را به همه ی پدران و مردان ایران زمین تبریک می گویم و آرزوی سلامتی برای همه ی این عزیزان را دارم، و انشالله عدالت و رفتار علی در تمام جهان عالم گير شود. برنامه پیاده روی خانوادگی در سمل به مناسبت سالروز آزاد سازی خرمشهر در مورخه ۴/۳/۸۸ با شرکت ۲۵۰ نفر از علاقمندان برگزار گردید که در پایان حاج آقا محمدزاده روحانی و امام جماعت روستا بیاناتی را پیرامون سوم خرداد و آزاد سازی خرمشهر و پیروزی عزیزان رزمنده و همچنین اهمیت و توسعه ورزشی در روستا عنوان نموده و در پایان به قید قرعه به 25 نفر جوایزی اهدا گردید. حال و هوای انتخابات... این روزها سمل و گلنگون هم حال و هوای انتخابات به خود گرفته، ستاد در مورد کاندیداهای خود که ستاد میرحسین موسوی تنهاترین ستاد این روستاست فعال است. همه روز روزه بودن٬همه شب نماز کردن همه ساله حج نمودن٬سفرحجاز کردن زمدینه تا به مکه٬ سرو پابرهنه رفتن دولب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن به مساجد و معابد، همه اعتکاف جستن زملاهی و مناهی٬ همه احتراز کردن شب جمعه ها نخفتن٬ به خدای راز گفتن ز وجود بی نیازش ٬ طلب نیاز کردن به خدا که هیچکس را ثمر آنقدر نباشد که به روی ناامیدی ٬ در بسته باز کردن << شیخ بهائی>> افشین شنبدی، جوان بی گناهی که به دست یک انسان که شیطان بر مغزش حاکم شده بود از بین رفت،او دانشجوی سال آخر دانشگاه بود پسری بسیار مهربان و خوشرو شاید بگوئید حالا که مرده یا یک سملی بوده این حرفها را می زنم ولی نه او واقعا مهربان و خوشرو و خوش قلب بود، که بی گناه پرپر شد. انشالله خداوند او را رحمت و همجوار امامان و پیامبر اکرم قرار دهد. من از طرف تمام سملی ها به خانواده و اقوام داغدار ایشان تسلیت می گویم و برایشان از خداوند صبر دعا می کنم. انشالله غم آخر آقای الله کرم شنبدی و خانواده اشان باشد. سلام.چند مدت پیش امکانات سمل را در وبلاگ نوشتم اما امروز می خواهم یکی از کمبودهای سمل و گلنگون را بگویم که واقعا برای یک روستایی به این بزرگی با جمعیت به این وسیع باعث تأسف است، هنوز که هنوز است دانش آموزان دوران راهنمایی گلنگون باید برای ادامه ی تدریس به سمل آیند چه دختران و چه پسران و این برای دانش آموزان گلنگونی بسیار سخت است مخصوصا برای دختران چون حدود یک کیلومتر فاصله بین سمل و گلنگون است و باید این مسافت را با پای پیاده سیر کنند. حال این مشکل خیلی بزرگ نیست برای دانش آموزان، این را من تأسف بار می دانم که دانش آموزان سمل و گلنگون بعد از دوران راهنمایی برای ادامه ی تدریس با تمام مشکلاتی که وجود دارد( مسیر راه، وسیله ی نقلیه وضعیت جوی هوا و غیره...) باید به شهرها و روستاهای همجوار بروند که این واقعا برای دختران سمل و گلنگون سخت است دانش آموزان این دهستان جمعیتشان کمتر از جمعیت دانش آموزان روستاهای همجوار نیست در هر روستایی که جمعیتش اندازه ی سمل باشد نگاه کنید حداقل یک دبیرستان وجود دارد. سمل و گلنگون سالانه تعداد زیادی دانشجو تحویل دانشگاه های کشور می دهد و این حق دانش آموزان سمل نیست با این قدمت روستا که هنوز یک دبیرستان برای ادامه ی تدریسشان در روستای خودشان نداشته باشند، امیدوارم این مشکل به زودی حل شود و دانش آموزان بیشتری طعم ادامه ی تدریس را در روستاها و شهرهای دیگر نکشند. تعداد زیادی از دانش آموزان بخاطر مشکلات دوری دبیرستان ترک تحصیل می کند و این نشانه ی خوبی نیست. سلام بزرگواران. ببخشید که دیر وبلاگ سمل را به روز کردم، مشکلاتی پیش آمد که مانع تبریک سمل به عزیزان هم وطن شد . انشاالله که سال ۸۸ سال پر خیر و برکتی برای همه ی ما باشد و ارمغان شادی ها را برایمان بیاورد.امیدوارم سال ۸۸ سال بهترینها برای تمام ایرانیها باشد.، انشالله دیگر کسی از هیچ دردی ننالد. سال جدید مبارک. از تمام سملی ها و گلنگونی های عزیزی که در مراسم تشیع و فاتحه ایشان شرکت کردنند ممنونم چون واقعا باعث تسلی و آرامش خاطر آن بزرگواران بود. انشالله خداوند به آقای مهدی و خانواده ی محترمشان صبر عنایت فرمایند. در این پست از امکاناتش می گویم ولی چیزهایی هم هست که سمل با این قدمت و بزرگی جمعیت و روستا باز هم ندارد و امیدوارم در پست های بعدی بتوانم آنها را واضح و صریح بنویسم شاید چاره ای برایشان شد. امکانات به نظر من اندک سمل: ۱). سه مدرسه: که دو مدرسه ی آن اختصاص دارد هم به دبستانی ها هم به راهنمایی ها، یک دبستان و راهنمایی دخترانه، یک دبستان و راهنمایی پسرانه و یک دبستان دخترانه و پسرانه، که مهدکودک ها هم در آنها دایر است. ۲). دو مسجد و دو حسینیه. ۳). یک نانوایی: که نسبت به جمعیت سمل واقعا کم است چون از روستاهای همجوار هم از این نانوایی برای خرید نان استفاده می کنند. ۴). بانک کشاورزی. ۵). دفتر خدمات ارتباطی. ۶). کتابخانه. ۷).مخابرات،که هم تلفنهای ثابت سمل دیجیتالیست و هم آنتنهای تلفن های همراه در سمل نصب شده. ۸).خانه ی بهداشت،که به تازگی آن را از نو ساخته اند که هم جلوه ی زیباتری گرفته و هم امکاناتش بهتر شده. ۹). تعاون روستایی. ۱۰). خانه ی بسیج،که در تابستان این مکان از کلاسهای مختلفی برای پسران روستا تشکیل می شود. ۱۱). سیمان فروشی،که یکی از اهالی روستا این امتیاز را گرفته. ۱۲ ). شرکتهای تیرچه بلوک و بلوک. ۱۳). تاکسی تلفنی. ۱۴). آرایشگاه و پیرایشگاه. ۱۵). ساندویچ فروشی. ۱۶).سوپرمارکتهای مختلف که بعضی از آنها به یک فروشگاه به تمام معنا تبدیل شده اند چون همه چیز در آنها یافت می شود. ۱۷).مغازه های تعمیر موتور. ۱۸).مغازه های تعویض روغن. ۱۹). مغازه ی نجاری. ۲۰). مغازه ی لوله فروشی. ۲۱). مغازه ی جوشکاری. ۲۲). کلاسهای خیاطی و غیره که برای خانمها تشکیل شده. ۲۳). شرکت های مرغداری که دور از محیط روستا هستند. ۲۴).زمین های نامناسب فوتبالی که برای جوانان روستا ساخته شده البته به دست خود جوانان که واقعا مناسب بازی نیست ولی با این وجود باز هم جوانان در این زمینها بازی می کنند که بعدا در پست های بعدی آن را توضیح می دهم. انشاالله این امکانات بیشتر و بیشتر شود. عکسهایی از نخلستان های سمل را گذاشتم و امیدوارم که خوشتان بیاید،برای دیدن همه ی عکسها به ادامه ی مطلب مراجعه کنید. ... ایام محرم مخصوصا روزهای تاسوعا و عاشورا را به همه ی شما عزیزان شیعه و دوستداران حسین و ابوافضل تسلیت عرض می کنم. اینشالله بعد از عاشورا عکس هایی از عزاداری مردمان سمل را برای نمایش در این وبلاگ قرار می دهم. در این روزهای بزرگ ما را از دعاهای پاکتان محروم نکنید. من نمی توانم از حسین و ابولفضل بگم چون قادر به گفتن از ایشان نیستم فقط تا اینجا می دانم که عاشق حسینم. خواستم یک پست در سمل اختصاص دهم به مرگ یکی از عزیزان و بزرگوارن تنگستان ولی گفتم همراه حسین و ابولفضل در یک پست باشند بهتر است وقتی این خبر را شنیدم از عمق وجودم احساس درد کردم چون یکی از بزرگواران تنگستانی(اهرم) بر اثر سانحه رانندگی از بین ما رفت. روحت شاد حمید آل یوسف بزرگ شاعر تنگستانی. این هم وبلاگ زنده یاد آل یوسف (یا حسین) عید غدیر خم را پیشاپیش به همه ی شما مسلمانان ایرانی تبریک عرض میکنم. این روزها دیگه کم کم همه دارند برای استقبال حاجی ها خودشون رو آماده میکنند،که در سمل هم همین احساس ایجاد شده و طبق معمول سالهای پیش مکه چند نفر سملی و گلنگونی رو حاجی و حاجیه کرده. امیدوارم این نعمت باارزش نصیب همه ی ما شود. از طرف خودم به تمام حاجیان تبریک میگم به خصوص حاجیان بزرگوار سمل و گلنگون. مبارک باشه و زیارت قبول ((حاج آقا غلامرضا ظفرمند،حاج آقا باقر مسیح گل، حاج آقا علی مسیح گل، حاج آقا حسین بهادری و نادر آران و همسران گرامیتان)) ..................................................... چندتا عکس از تبخیر سنجی سمل که در منابع طبیعی سمل نزدیک خود روستا قرار داره ...... ...... این هم چندتا عکس از مراتع سبز سمل که البته با اولین بارون علفها هنوز رشد چندانی نکردنن ولی باز هم دشتهای سمل رو سبز پوش کردنند... ...... ...... و آخرین عکس که درخشش نور خورشید بین درخت کنار و گز... امیدوارم که با دیدن عکسها خسته نشده باشید. ۸۷/۸/۲۹ سالگرد شاعر يکی از خواهرها به نام "هاجر" در سمل فوت می کند. از اوضاع دشوار آن زمان بعدها خود شاعر به عنوان روزهای سخت سمل نام آورده است. آتشی یک هفته قبل از فوتشان به عنوان چهره ی ماندگار از شبکه ۲ سیما معرفی شدنند. آتشی وصیت نامه مکتوبی نداشت و بارها به صورت شفاهی خواسته بودند که ایشان را در سمل خاک کنند ولی به دلایلی بعد از مرگ ایشان کسانی نگذاشتند که در سمل خاک شوند،و الان آرامگاه ایشان در قبرستان خانوادگی شیخ حسین چاهکوتاهی در امامزاده بوشهر واقع شده. منوچهر آتشی نه تنها برای ایران چهره ی ماندگار بود بلکه برای سمل افتخار آفرین ترین بود. بزرگ مردی به اندازه ی بزرگی ایران زمین * روحش شاد*






به مناسبت ۲۶مرداد سالروز ورود اولين گروه از آزادگان هشت سال دفاع مقدس به ميهن اسلامي
انسانهايي كه به حقيقت عالم و جهان هستي آشنا شدهاند در برابر شكنجه ها و دوري از خانواده ايستادند تا امروز ما با افتخار و آرامش در جاي جاي كشور قدم نهيم و زحمات و قدر بزرگواران را ارج نهیم . 

الهی ! حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در بین ما شیعیان هم غریب هستند. واقعا افسوس بر حال ما اگر اگر اگر امام را فراموش کنیم و برای ایشان دعا نکنیم و در رفتار و کردارمان تجدید نظر نکنیم و مراقب نباشیم!
ادامه مطلب



![]()

ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب









ادامه مطلب











سيری در زندگی زنده ياد منوچهر آتشی
زوايای مکتوم و نهفته ی زندگی يک شاعر
برای هيچ يک از مردم عامی و درگير مصايب فقر و ناامنی روستای دهرود سفلی، باور کردنی نبود که در روزی از روزهای سال( ۱۳۱۲) فرزند ذکور يک خانواده ی مهاجر و معروف که چشم به جهان گشوده است، در آينده ای نه چندان دور، يکی از بزرگ ترين مشاهير ادبی جهان و از چهره های ماندگار تاريخ ايران خواهد شد.
قصد و نيت نگارنده ی اين مقاله، معرفی چهره ی سرشناس استاد فقيد مرحوم "منوچهر آتشی" نيست. زيرا اين خورشيد، خود بر تارک ادبيات ايران می درخشد. اما هدف، افشاي زوايای مکتوم و نهفته ی زندگی سراسر رنج و تلخ آن فقيد و سعيد است که با تمام مشکلات پيش رو توانست به فتح قله های رفيع معرفت و شناخت دست يابد.
پدربزرگش از طوايف "زنگنه" کرمانشاه به دلايلی نامعلوم به استان بوشهر روستای سمل امروزی مهاجرت مي نمايد. وی با دختری از طايفه ی "مسيح گل"های سمل به نام "کربلاييه هاجر" خواهر "مشهدی حسين سملی"، ازدواج کرد که ثمر اين وصلت تولد پدر شاعر، "محمدجعفر آتشی" می باشد.
اختلافات قومی و محلی باعث مي شود طايفه ی "زنگنه" به اطراف کوچ کنند. پدر شاعر راهی ديار پشتکوه برازجان می شود. و در آن جا با دختر "ميرزا حسين خان بلوکی" پيوند زناشويی می بندد.
مرحوم "کربلايی محمدجعفر آتشی" که از افراد باسواد زمان خود بوده، با راهنمايی مرحوم "رئيس غلامعلی سملی" وارد اداره ی ثبت و احوال می شود. اولين سه جلدهای (شناسنامه) مردم منطقه توسط اين افراد نوشته شده است. ايشان به خاطر شرايط کار در شهرستان های کنگان و لامرد مجبور می شوند، خانواده را در دهرود تنها گذارند.
با قدرت گرفتن رژيم "رضاخانی" و مبارزه با سران عشاير و قبايل، از جمله جد مادری مرحوم "آتشی" که "ميرزاحسين بلوکی" باشد، تحت تعقيب و به اروميه تبعيد مي شود که در مسير راه کشته می شود.
از اين تاريخ است که سايه ی شوم فقر و بی سرپرستی و اذيت و آزار عده ای مخالف چنان عرصه بر خانواده ی "آتشی" تنگ می کند تا جد پدری ايشان در سمل، مرحوم "رئيس غلامرضا" به ياری آن ها می شتابد و "منوچهر"چهار ساله همراه مادر و دو خواهر و يک برادر را مجدداً به سمل باز می گرداند.
"منوچهر آتشی" تا سن ۱۵سالگی در سمل می ماند. سپس به مدت يک سال و نيم در روستای چاهکوتاه و بعد از آن برای ادامه تحصيل به شهر بوشهر نقل و مکان می کنند. در آن جا است که استعدادهای نهفته ی شاعر مجال شکوفا شدن يافته و مدارج درسی را به سرعت طی می نمايند و پس از پايان دوره ی ابتدايی و راهنمايی وارد دانش سرای تربيت معلم شيراز شده و همزمان فعاليت ادبی وی شروع می شود.
شغل مقدس معلمی را انتخاب نموده و بعد از آن قدم به عرصه ی هنری و ادبي در راديو و تلويزيون مي گذارد.
در سال ۱۳۵۹ وی به افتخار بازنشستگی نايل گشته و راهی منطقه ی زادگاهش در بوشهر مي گردد. فقر مالی و مشکلات خانوادگی و درآمد اندک که حداقل تکافوی مخارج او را نمی نمايد، به ناچار تصميم به کار در طرح گاز طبيعی کنگان را برايش به دنبال دارد. سپس همراه خانواده ی مرحوم برادرش راهی تهران می شوند. نتيجه اين که آن بزرگمرد عرصه ی ادب و هنر با وجود مبارزه با فقر و مشکلات عديده، هيچ گاه دست نياز و تملق به سوی کسی دراز ننمود.
و غرض اين که شهامت و مناعت طبع وی، باشد که سرمشقی برای پويندگان راه دشوار آزادگی و سربلندی ايران عزيز گردد... 


